ابو القاسم راز شيرازى

533

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

وقتى كه اتيان كنند به اين خصلت‌ها - چيزى سالم‌تر از خواب ؛ به علّت آنكه خلق ترك كرده‌اند مراعات دين خود ، و حفظ و پاس اعمال خود را ، و گرفته‌اند راه چپ را . [ و بنده اگر جهد كند كه تكلّم نكند چگونه ممكن است او را كه نشنود مگر آنچه را كه براى او مانعى از استماع باشد ؛ و همانا خواب يكى از اسباب تكلّم نكردن و نشنيدن است . فرمود حقّ تعالى : همانا گوش و چشم و دل از تمامى آنها پرسش خواهد شد . و همانا در كثرت خواب آفاتى است و لو آنكه باشد بر طريقى كه ذكر كرديم . و كثرت خواب ، متولّد مىشود از كثرت شرب ، و كثرت و بسيارى شرب تولّد مىيابد از كثرت سيرى ، و اين دو سنگين مىكنند نفس را از طاعت ، و سخت مىسازند قلب را از تفكّر و خشوع . و بگردان خواب خود را آخر عهد خود از دنيا ، و ذكر كن حقّ تعالى را به قلبت و زبانت درحالىكه استعانت مىجوئى از او جهت برخاستن بسوى نماز هنگامى كه بيدار شدى ؛ پس همانا « شيطان » مىگويد تو را : بخواب كه بر تو شب دراز است « 3 » ! و از اين عمل اراده

--> ( 3 ) - حضرت شارح را در اين معنى در « كوثرنامه » غزلى است و مناسب مىنمايد كه ذيلا آورده شود : دلى كز عشق مست آمد سحر بيدار و هشيار است * چه عاشق را به بزم حق سحرگه نوبت بار است صفير مرغ عرش حق سحر در گوش دل آيد * بباب حق درآ عاشق كه وقتِ وصلِ دلدار است سحرخيزى گزين اى دل چو صبح دولتت بايد * به شب معشوق بيدار است شب خفتن تو را عار است نشان عاشق و مستى دان سحرگه ديدهء گريان * دل عشّاق آتش جان به شب در ذكر جبّار است اگر گويد تو را زود است نفسِ دون خلافش كن * كه اندر راه حق نفست بسى سست است و مكّار است بتاريكىِ شب از چشم دل مىجوى نور حق * كه نور حق ترا در گور ظلمانى تن يار است -